user
  • 2 months ago

  • 0

  • 01:13:13

یاد باد آنکه سر کوی توام منزل بود ۲۰۷

رواق / Ravaq
0
توضیحات

«««««🍷می‌بهـا»»»»»

غزل نمره ۲۰۷

فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


ياد باد آن که سر کوی توام منزل بود

ديده را روشنی از خاک درت حاصل بود


راست چون سوسن و گل از اثر صحبت (خاص) پاک

بر زبان بود مرا آن چه تو را در دل بود


دل چو از پير خرد نقل معانی می‌کرد

عشق می‌گفت به شرح آن چه بر او مشکل بود


در دلم بود که بی‌دوست نباشم هرگز

چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود


دوش بر ياد حريفان به خرابات شدم

خم می ديدم خون در دل و پا در گل بود


بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق

مفتی عقل در اين مساله لايعقل بود


راستی خاتم فيروزه‌ی بواسحاقی

خوش درخشيد ولی دولت مستعجل بود


آه از این جور و تطاول که در اين دامگه است

آه از آن سوز و نيازی (ناز و تنعم) که در آن محفل بود


ديدی آن قهقهه‌ی کبک خرامان حافظ

که ز سرپنجه‌ی شاهين قضا غافل بود؟



Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations

با صدای
دسته بندی ها
Health & Fitness
Mental Health

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها