مکزیکی ها باور داشتن آدم در سه مرحله میمیره. اولین بار وقتیه که براى اولين بار با مرگ کسی مواجه میشه. ميفهمه هر كارى كنه ديگه اون آدم نیست. دفعه بعد اون زمانه که به شکل فیزیولوژیک مرگ رو تجربه م...
دیشب تو مهمونی مسابقه تکراری کی از کی بدبختتره راه افتاد. من باختم، مثل تمام عمرم که برنده هیچ مسابقه و قرعه کشی نبودم. من یه بازنده حرفهایم حتی تو باختن. -بازندهی نوزدهم: ریحان جعفریزاد...
«در ایستگاه منتظر مترو بودم که کسی تکانم داد و گفت «بیدار شو، آخرین قطار رفته است.»گمان کنم همان کابوس همیشگیست. خندیدم و جواب دادم «من میدونم الان خوابم. گول تو را نمیخورم. هاهاهابازندهی هجدهم: یسن...
پدر نجوم، پدر ژنتیک، پدر سینما، پدر کوفت و … ما [احتمالا مردان] مخترع پدر چسباندن به کون کارهای مهم بشریم. اولین حرفی که به زبان آوردم «بابا» بود! این دستپخت مادرم است. اون زمان مامان پیوسته با م...
کاری که بلدی انجام میدهی، شکست میخوری، سر خورده میشوی و کارت را انجام میدهی و دوباره در بیشتر مواقع سر خورده میشوی و …هر عکسی جدا از تصویری که دارد، تصویر شانس عکاسش است؛ مهمه چه زمانی دکمه را می...
آدمها آینه را اختراع کردند تا تصویر خودشون رو بیینند. از زمان اختراع آینه زمان زیادی گذشته است و تقریبا اغلب آدمها فراموش کردهاند کسی که در آینه میبینند خود وارونهشان است. عجیب است که برایمان این ...
مامانها بوی منحصر به فرد خودشون رو دارند. هر آدمی یک بویی دارد. اصلا هر چیزی بویی دارد. حتی لحظهها هم بو دارند. در جایی از مغز ما بایگانی بوها قرار گرفته و متخصصان فهمیدن آخرین چیزی که ما از ی...
نهنگی از درد شدید دم شکایت میکرد و برایش سوال بود که چرا آدمها اینقدر سرشون در کون [زندگی] نهنگها است. حق با او بود. چون سه بار از اقیانوس به خشکی زده بود و سه بار انسانها او را به دریا بازگرداندن....
از وقتی آینه اختراع شد آدمها بازیگران بهتری شدند. ما تازه فهمیدیم چقدر میتونیم ترسناکتر، ملالآورتر و خیلی تر های دیگر باشیم. شاید همینجا بود که فهمیدیم میتونیم ترسناک، ملالآور و ناجور نباشیم. آینه...
ماهی آزاد اقیانوس آرام چهار هزارکیلومتر در اقیانوس سفر میکند تا به رودخانهای برسد که به دریا میریزد. ماهی آزاد همچنان کیلومترها خلاف مسیر رودخانه شنا میکند تا جای آرام پیدا کند، تخمریزی و اسپرمپ...
درست مثل نبات چوبداری که در یک فنجان چای فرومیپاشد یک روز، یک زمان، یک لحظه که کسی تصورش را نمیکند آنجا را ترک میکنی. همه گمان میکنند به یکباره رفتی در حالی که مدتهاست از قرار با خودت برای رفتن گ...
گاهی شنیدن یک تکه موسیقی، مزه یا بویی را از عمق کشوهای حافظه بیرون میکشد و آدم را میکشد و دوباره زنده میکند! گاهی وقتها هم چیزی عجیب آویزان آدم میشود که نمیدانی کی و کجا تو را از آن خودش کرده ...
وسط کلی حرف مهم گفت”بعضیها هم، قبل از اینکه بخوان فکر کنن که لازمه فکر کنن برنده بودن یا بازنده، از خط زندگی عبور میکنن و بازیشون تمام میشه.” بعد از این جمله سکوت طولانی پیش آمد که هرگز تمام نش...
کلکسیونرها و موزه داران شباهت و تفاوتهای زیادی دارند. آدمها گاهی به شکل احمقانهای چیزها را نگه میدارند که هر چه میگذرد ارزشمندتر شوند. موزهداران کمی فرق دارند، آنها سخاوتمندانه چیزها را در معاش...
رییس قبیله پاراراپورو میگفت تو جنگل [استوایی] روز برای درختهای بلند بلندتره. البته به این معنی نیست که شانسی برای باقی موجودات کوتاه قامت وجود نداره. در طبیعت قانون نانوشته ولی اساسی وجود دارد، اون...
اولیور کان دروازهبان تیم فوتبال آلمان، در جام جهانی ۲۰۰۲ گفت شانس چیزی نیست که درب خانه رو بکوبد. شما باید درب ۱۰۰ خانه را بکوبید تا شاید یک درب را شانس باز کند.با اینکه هیچگاه تلفنمان برای برنده شدن...
پروفسور سمیعی«الکی»میگوید: “يافتن پرسش درست، مهمتر از پیدا کردن پاسخ است!” این جمله هیچ ارتباطی به این اپیزود رختکن بازندهها ندارد و اصولا معلوم نیست کی اون رو گفته. ولی شما این جمله را در ذهن داشته...
تقریبا هرکدام ما دستکم یکبار در جایی از زندگی از خودمان و یا از پدر و مادرمان پرسیدیم که “چرا من را به دنیا آوردهاید!” برای برخی این سوالِ هر روز و هر شبشان است. حتی اگر در حوالی ناف آمریکا باشند!&...
به قول یکی از دوستامون “وقتی هواپیما سقوط میکنه مهم نیست از هشت هزار پا باشه یا هشت متر و سی و دو سانت؛ و این یه قانونه، قانونی که از زمان بیگبنگ تا الان وجود داشته. اما آدمها گاهی این قوانین رو جاب...
خيلىها آخرین کارشون برای نباختنمهاجرته! مهاجرت از خونه، شهر يا كشور! اما گاهى هم مجبور به بازگشت میشویم اسم شیکش میشه مهاجرت معکوس! در اپیزود اول رختکن بازندهها از آرش نعیمیان دعوت کردم که از ماج...