توضیحات
«««««🍷میبهـا»»»»»غزل نمره ۲۶۵فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلان برنيامد از تمنای لبت کامم هنوز بر اميد جام لعلت دردیآشامم هنوز روز اول رفت دينم در سر زلفين تو تا چه خواهد شد در اين سودا سرانجامم هنوز ساقيا يک جرعه ده زان آب آتشگون که من در ميان پختگان عشق او خامم هنوز از خطا گفتم شبی (موی) زلف تو را مشک ختن میزند هر لحظه تيغی مو بر اندامم هنوز پرتو روی تو (را) تا در خلوتم ديد آفتاب میرود (میدود) چون سايه هر دم بر در و بامم هنوز نام من رفتهست روزی بر لب جانان به سهو اهل دل را بوی جان میآيد از نامم هنوز در ازل دادهست ما را ساقی لعل لبت جرعهی جامی که من مدهوش آن جامم هنوز ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام (دل) جان جان به غمهايش (یغمایت) سپردم نيست آرامم هنوز در قلم آورد حافظ قصهی لعل (لبت) لبش آب حيوان میرود هر دم ز اقلامم هنوزSupport this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations