user
  • 2 years ago

  • 0

  • 01:02:13

صوفی از پرتوی می راز نهانی دانست ۰۴۸

رواق / Ravaq
0
Description

«««««می‌بهـا»»»»»

غزل نمره ۰۴۸

فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلان


صوفی از پرتو می، راز نهانی دانست

گوهر هر کس از اين لعل، توانی دانست


قدر مجموعه‌ی گل، مرغ سحر داند و بس

که نه هر کو ورقی خواند، معانی دانست

(گواه سخن)


عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده

بجز از عشق تو، باقی همه فانی دانست


آن شد اکنون که ز ابنای (افسوس) عوام انديشم

محتسب نيز در (خود) اين عيشِ نهانی دانست


دلبر آسايش ما مصلحت وقت نديد

ور نه از جانب ما، دل‌نگرانی دانست


سنگ و گل را کند از يمن نظر لعل و عقيق

هر که قدر نفس باد يمانی دانست


ای که از دفتر عقل آيت عشق آموزی

ترسم اين نکته به تحقيق ندانی دانست

(گواه سخن)


می بياور، که ننازد به گل باغ جهان

هر که غارتگری باد خزانی دانست


حافظ اين گوهر منظوم که از طبع انگيخت

ز اثر (همه از) تربيت آصف ثانی دانست



Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations

Voice actors
Categories
Health & Fitness
Mental Health

Ages
Clean Content
Tags