user
  • 2 years ago

  • 1

  • 01:13:01

پیرانه‌سرم عشق جوانی به سر افتاد ۱۱۰

رواق / Ravaq
0
Description

«««««🍷می‌بهـا»»»»»

غزل نمره ۱۱۰

مفعول و مفاعیل و مفاعیل و فعولن


پيرانه‌سرم عشق جوانی به سر افتاد

وان راز که در دل بنهفتم به در افتاد


از راه نظر مرغ دلم گشت هواگير

ای ديده نگه کن که به دام که درافتاد


دردا که از آن آهوی مشکين سيه‌چشم

چون نافه بسی خون دلم در جگر افتاد


از رهگذر خاک سر کوی شما بود

هر نافه که در دست نسيم سحر افتاد


مژگان تو تا تيغ جهان‌گير برآورد

بس کشته‌ی دل‌زنده که بر يکدگر افتاد


بس تجربه کرديم در اين دير مکافات

با دردکشان هر که درافتاد برافتاد


گر جان بدهد سنگِ سيه، لعل نگردد

با طينت اصلی چه کند بدگهر افتاد


حافظ که سر زلف بتان دست‌کشش بود

بس طرفه حريفی‌ست کش اکنون به سر افتاد



Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations

Voice actors
Categories
Health & Fitness
Mental Health

Ages
Clean Content
Tags