user
  • 3 years ago

  • 1

  • 12:44

غزل شمارهٔ ۸۹- بتا هلاک شود دوست در محبت دوست

خانه ادب پارسی- سعدی خوانی با کیوان ورد
0
Description
1) بِتا هلاک شود دوست در محبّت دوست / که زندگانی او در هلاک بودن اوست2) مرا جفا و وفای تو پیش ، یکسان است / که هر چه دوست پسندد به جای دوست ، نکوست3) مرا و عشق تو گیتی به یک شکم زاده ست / دو روح در بدنی چون دو مغز در یک پوست4) هر آنچه بر سر آزادگان رود زیباست / علی الخصوص که از دست یار زیباخوست5) دلم ز دست به در بُرد سروبالایی / خلاف عادتِ آن سروها که بر لب جوست6) به خواب دوش چنان دیدمی که زلفینش / گرفته بودم و دستم هنوز غالیه بوست7) چو گوی در همۀ عالَم به جان بگردیدم / ز دست عشقش و ، چوگان هنوز در پی گوست8) جماعتی به همین آب چشم بیرونی / نظر کنند و ندانند کآتشم در توست9) ز دوست هر که تو بینی مراد خود خواهد / مراد خاطر سعدی مراد خاطر اوست

Voice actors
Categories

Ages
Clean Content
Tags