Description
1) این تویی یا سرو بستانی به رفتار آمده ست ؟ / یا مَلَک در صورت مردم به گفتار آمده ست ؟2) آن پری کز خَلق پنهان بود چندین روزگار / باز می بینم که در عالَم پدیدار آمده ست3) عود می سوزند یا گل می دمد در بوستان ؟ / دوستان ، یا کاروان مشکِ تاتار آمده ست ؟4) تا مرا با نقش رویَش آشنایی اوفتاد / هر چه می بینم به چشمم نقش دیوار آمده ست5) ساربانا ، یک نظر در روی آن زیبانگار / گر به جانی می دهد ، اینک خریدار آمده ست6) من دگر در خانه ننشینم اسیر و دردمند / خاصه این ساعت که گفتی گل به بازار آمده ست7) گر تو انکار نظر در آفرینش می کنی / من همی گویم که چشم از بهر این کار آمده ست8) وه که گر من باز بینم روی یار خویش را / مرده ای بینی که با دنیا دگربار آمده ست9) آنچه بر من می رود در بندت ای آرام جان / با کسی گویم که در بندی گرفتار آمده ست10) نِی که می نالد همی در مجلس آزادگان / زآن همی نالد که بر وی زخمِ بسیار آمده ست11) تا نپنداری که بعد از چشم خواب آلود تو / تا برفتی ، خوابم اندر چشم بیدار آمده ست12) سعدیا ، گر همّتی داری ، منال از جَور یار / تا جهان بوده ست ، جَور یار بر یار آمده ست