Description
1) هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست / الحان بلبل از نَفَس دوستان توست2) چون خِضر دید آن لب جان بخش دلفریب / گفتا : که آب چشمۀ حیوان دهان توست3) یوسف به بندگیت کمر بسته بر میان / بودش یقین که مُلک ملاحت از آنِ توست4) هر شاهدی که در نظر آمد به دلبری / در دل نیافت راه که آنجا مکان توست5) هرگز نشان ز چشمۀ کوثر شنیده ای ؟ / کُاو را نشانی از دهن بی نشان توست6) از رشک آفتاب جمالت بر آسمان / هر ماه ، ماه دیدم چون ابرُوان توست7) این باد روح پرور از انفاس صبحدم / گویی مگر ز طُرّۀ عنبرفشان توست8) صد پیرهن قبا کنم از خرّمی ، اگر / بینم که دست من چو کمر در میان توست9) گفتند میهمانی عشّاق می کنی / سعدی به بوسه ای ز لبت میهمان توست