user
  • 4 years ago

  • 0

  • 01:23:07

golestan 12 --گلستان با کیوان ورد ۱۲

خانه ادب پارسی- سعدی خوانی با کیوان ورد
0
Description
درویشی را شنیدم که به غاری در نشسته بود و در به روی از جهانیان بسته و ملوک و اغنیا را در چشم همت او شوکت و هیبت نمانده.هر که بر خود در سؤال گشادتا بمیرد نیازمند بودآز بگذار و پادشاهی کنگردن بی طمع بلند بود یکی از ملوک آن طرف اشارت کرد که توقع به کرم اخلاق مردان چنین است که به نمک با ما موافقت کنند. شیخ رضا داد، به حکم آن که اجابت دعوت سنت است. دیگر روز ملک به عذر قدومش رفت. عابد از جای برجست و در کنارش گرفت و تلطف کرد و ثنا گفت. چو غایب شد، یکی از اصحاب پرسید شیخ را که چندین ملاطفت امروز با پادشه که تو کردی خلاف عادت بود و دیگر ندیدیم، گفت نشنیده‌ای که گفته‌اند:هر که را بر سماط بنشستیواجب آمد به خدمتش برخاستگوش تواند که همه عمر وینشنود آواز دف و چنگ و نیدیده شکیبد ز تماشای باغبی گل و نسرین به سر آرد دماغور نبود بالش آکنده پرخواب توان کرد خزف زیر سرور نبود دلبر همخوابه پیشدست توان کرد در آغوش خویشوین شکم بی هنر پیچ پیچصبر ندارد که بسازد به هیچ

Voice actors
Categories

Ages
Clean Content
Tags