او یک کتابفروشی مستقل و دوستداشتنی پیدا میکند که در آن هیچ کس بدش نمیآید اگر یک ساعت روی صندلی راحتی بنشینید و مطالعه کنید. البته کتابی را که می خواند می خرد. اسمش «شما» است و درباره یک روان پریش به نام جو است که ابراهیم با او همدردی زیادی دارد. او سه کتاب دیگر هم میخرد، زیرا میخواهد هفته بعد که برمیگردد، کتابفروشی همچنان اینجا باشد. پشت آن تابلویی وجود داشت که روی آن نوشته شده بود: «کتابفروشی محلی شما – از آن استفاده کنید یا از دست بدهید».
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
No comments!