«به نام آزادی، یگانه منجی جانداران...»
سرانجام به ایستگاه پایانی رسیدیم. در بخش نهم و پایانی کتاب صوتی «دارالمجانین»، دیوارها دیگر نه با خون، که با کلمات فرو میریزند. آرمان، سجاد و طاهره، با عبور از تخدیرِ تسلاپام، به کشفِ بزرگتری نائل شدهاند: «سخن گفتن». آنها در خلوت و انزوا، حفرههایی به سوی هوای آزاد حفر کردهاند و واژهی «جان» را جایگزین «مجنون» ساختهاند.
در حالی که مهدی و گروهش راهِ تقابلِ مسلحانه را برمیگزینند و در دامِ بازیِ خونینِ حیدر و جواد میافتند، آرمان و «آزادگان» راهی موازی را پیش میگیرند؛ راهِ بیداریِ تدریجی. اما اوجِ داستان در اتاقهای دربسته رقم میخورد؛ جایی که دشنهها به کار میافتند. حضرت داوود و حیدر، هر دو در یک لحظه به تاریخ میپیوندند تا جواد و اصغر، با نقشهای از پیش طراحی شده، نظمِ نوینِ خود را بر بقایایِ نظمِ قدیم بنا کنند.
بشنوید که چگونه استبداد پوست میاندازد، اما آگاهیِ ریشهدارِ آرمان و نامههای مرموزِ بیرون از حصار، نویدبخشِ واقعیِ صبحی هستند که هیچ دیواری نمیتواند مانعِ وزشِ نسیمش شود.
نسخه کامل را در "جهان آرمانی" بشنوید:
https://idealistic-world.com/audio-books/
#نیما_شهسواری #دارالمجانین #کتاب_صوتی #آزادی #پایان_استبداد #آرمان #بیداری #نفوذ #جهان_آرمانی
No comments!