«خانه را شستیم... برگرد تو ای مهدی!»
در بخش هفتم کتاب صوتی «دارالمجانین»، آرامشِ گورستانی تیمارستان با جرقهای از جنس «آگاهی» به خاک و خون کشیده میشود. آرمان، پس از روزها انفرادی و دوری از تخدیرِ تسلاپام، بیدار شده است. او حالا طعمِ آزادیِ اندیشه را چشیده و دیگر فریبِ نمایشهای «حضرت داوود» را نمیخورد.
اما همهچیز به آرمان ختم نمیشود؛ ناصر با فروشِ پنهانی «مستین»، ناخواسته بذرِ عصیان را در دلِ مجانینی چون «مهدی» کاشته است. فریادهای عدالتخواهی و نان و آزادی، با فرمانِ مستقیمِ داوود و آتشِ مسلسلهای جواد پاسخ داده میشود. صحنِ دارالمجانین تا بندِ انگشت از خونِ مجانین پر میشود و بویِ تعفن و باروت، جایگزینِ بویِ کاذبِ تسلاپام میگردد.
بشنوید که چگونه در جلسهی سرانِ انقلاب، بر سرِ جانِ انسانها چانهزنی میشود: از پیشنهادِ «اعدامِ عبرتآموزِ» جواد تا فریبکاریِ «آزادیِ فرمایشیِ» محمد و دوزهای مرگبارِ ناصر. روایتی از اعترافاتِ ساختگی و قهرمانانی که در بند میمانند تا روایتِ حاکم، خدشهدار نشود.
نسخه کامل را در "جهان آرمانی" بشنوید:
https://idealistic-world.com/audio-books/
#نیما_شهسواری #دارالمجانین #کتاب_صوتی #سرکوب #قیام #مستین #آزادی #حقوق_بشر #جهان_آرمانی
No comments!