«هوا... هوا... هوادارِ تو حق به جانِ دیدار!»
در بخش چهارم کتاب صوتی «دارالمجانین»، سکوتِ مرگبار تیمارستان با فریادِ سجاد شکسته میشود. سجاد، جوانی که تا دیروز در بطالت روزگار میگذراند، ناگهان به نمادِ «عصیان برای تنفس» بدل میشود. اما در دنیایی که داوود خدای آن است و حیدر بازجوی آن، «هواخواهی» جرمی است که با باطوم، شوک الکتریکی و آب سرد پاسخ داده میشود.
شاهدِ یکی از تکاندهندهترین صحنههای داستان باشید: جایی که حیدر با مفاهیمِ مقدسی چون «مادر»، شکنجهای روانی و جسمی را علیه سجاد آغاز میکند تا از دلِ فریادهای او، داستانی خیالی از «خیانت و تحریک بیگانگان» بیرون بکشد.
بشنوید که چگونه یک اعتراضِ غریزی برای «هواخوری»، در ماشینِ پروپاگاندای ناصر و حیدر، به یک «نمایشِ اعتراف تلویزیونی» بدل میشود و در نهایت، با بخششِ ملوکانهی حضرت داوود، به سجدهای اجباری ختم میگردد. آرمان اما، در سلولهای زیرزمینیِ «بخش بازیابی» به فراموشی سپرده میشود...
نسخه کامل را در "جهان آرمانی" بشنوید:
https://idealistic-world.com/audio-books/
#نیما_شهسواری #دارالمجانین #کتاب_صوتی #شکنجه #اعتراف_اجباری #سرکوب #روانشناسی_قدرت #جهان_آرمانی
No comments!