«خدایی که اذنش مگس پر گشود، چرا انسانیت را در فقر ربود؟»
در داستان تکاندهندهی «عَدالت»، نیما شهسواری روایتگر پدری است که میانِ دو تیغ گرفتار شده است: تیغِ بیماریِ دخترش که به زر نیاز دارد، و تیغِ شریعتی که دستِ سارقِ ناچار را میبرد. این اثر، نقدی رادیکال بر قوانینی است که مسببِ فقر (ساختار قدرت) را رها کرده و معلولِ فقر (پدر ناچار) را مثله میکنند.
در این پادکست/کتاب صوتی میشنوید:
- روایت پدری که مزدِ رنجش پینهی دست است، نه نانِ سفره.
- پارادوکسِ «اذن الهی»؛ چرا خدا مانع سرقت نمیشود اما تماشاگرِ قطعِ ید است؟
- رویارویی عدالتِ قدسی با واقعیتِ خونینِ فقر.
- فرجامِ خونبار: پدری که ابتدا دستش و سپس سرش را به نام «عدالت» از دست میدهد.
وقتی شکنجه به نام خدا تطهیر میشود، بیداری تنها راهِ رهایی است.
شنیدن نسخه کامل در وبسایت جهان آرمانی:
🌐 https://idealistic-world.com/
📥 پرتال آثار نیما شهسواری: https://idealistic-world.com/portal/
#عدالت #نیما_شهسواری #داستان_های_سیاه #نقد_شریعت #فقر #حقوق_بشر #قطع_ید #کتاب_صوتی
No comments!