«وطن آن کودکِ زخمیِ خیابانم بود...»؛ نیما شهسواری در شعرِ طوفانیِ «کاسهلیسان» از کتاب جانگرا، تعریفِ صوری از وطن را درهم میشکند. او وطن را در قامتِ کولبرِ خسته، مادرِ زندانی، خزرِ به حراج رفته و جانِ جاندارانِ بیگناه (از سگهای بر دار تا کبوترانِ در آتش) بازتعریف میکند. شهسواری با نقدِ «مالهکشانِ نظمِ دیوان»، شرف را در ایستادن برابرِ جور و فریادِ رهایی میبیند. این اثر، مانیفستِ تشخیصِ «جانِ ایران» از «جهلِ حاكمان» است. واکاویِ این نبردِ میانِ شرف و بیشرفی را در جهان آرمانی بشنوید.
دسترسی کامل در وبسایت جهان آرمانی:
https://idealistic-world.com/audio-books-poem/
https://idealistic-world.com/portal/
No comments!