«زمین از خونِ جانان خیس است و خدایی در پوستینِ انسان، بر تختِ شهوتِ خون تکیه زده است.»
نیما شهسواری در مقاله تکاندهندهی «عید قربان، عید خون»، با زبانی سورئال و سرشار از درد، به بازخوانیِ کابوسوارِ سنتی میپردازد که قرنهاست با نامِ «عید»، زمین را به میانهی خون و ضجه کشانده است. او با تصویرسازی از دشنهی پیرمرد بر گردنِ جانداران و هلهلهی کودکانی که در خون میرقصند، پرده از سبعیتی برمیدارد که ریشه در «پوستینِ خداوندی» دارد.
این مقاله، مرثیهای است برای میلیونها جانی که قربانیِ توهماتِ آسمانی و شکمبارگیِ زمینی میشوند؛ فراخوانی برای پایان دادن به این «عیدِ زشتی» و بازگشت به حرمتِ زندگی.
روایتِ عریانِ جنایت علیه جان در وبسایت جهان آرمانی:
https://idealistic-world.com/audio-books/
No comments!