user
  • 4 years ago

  • 0

  • 02:17

فصل شصت و چهارم | جویس

باشگاه قتل پنجشنبه | The Thursday Murder Club
0
Description
جوانا اینجاست! با ماشین جدیدش به فیرهاون رفتیم. به روی خودم نیاوردم، ولی حسابی خوشحال بودم. اصلا غر نزد و نگفت «دیگه هیچکی گیاه خوار نیست، مامان» یا «اون فروشگاه لبنانی نزدیک خونه هم کیک های بهتری داره، مامان.» چای سبز، کیک تابه ای و ماکارون خوردیم. تازه فکر نمی کردم روزی چنین کاری کنم. جوانا این دوروبر جلسه داشت؛ آن هم با موضوع «بهینه سازی». وقتی کوچک بود، راحت ناگت ماهی و وافل سیب زمینی می خورد، ولی نوبت نخودفرنگی که میشد، جیغ و داد راه می انداخت. هیچ وقت فکرش را نمی کردم یک روز جلسه ای با موضوع «بهینه سازی» داشته باشد. حالا معنی اش هر چه که هست. همان طور که حدس زدیم، دوست پسرش به تاریخ پیوسته است. می دانستید این روزها می شود صفحه موبایل را قفل کرد تا کسی نتواند فضولی کند؟ تازه می توانید با اثرانگشت هم قفلش را باز کنید. در هر حال، یک روز غروب دوست پسرش روی مبل خوابش می برد و جوانا با اثرانگشت او موبایلش را باز می کند. نگاهی به پیام هایش می اندازد و تا بیدار شود، چمدانش را حاضر و آماده در راهرو می گذارد. دختر من است دیگر! به جزئیات پیام ها اشاره نکرد، ولی انگار پای چندتا عکس وسط بوده است. آن قدر به برنامه رادیویی ساعت زنان گوش کرده ام که متوجه لب کلام شوم. ببخشید ها، ولی عجب مرتیکه احمقی بود.

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.


Voice actors
Categories

Ages
Clean Content
Tags