الیزابت از بیرون خانه هم سریع می فهمد مشکلی وجود دارد. پرده های اتاق مطالعه استیون کنار رفته اند. در حالی که همیشه پرده ها را می کشد. استیون دوست ندارد موقع نوشتن نور مستقیم خورشید به چشمانش بخورد. در عرض یک ثانیه، همه جور احتمالی به ذهنش می آید. استیون بیدار شده و برنامه همیشگی اش را به هم زده؟ زخمی شده؟ روی زمین افتاده؟ زنده است؟ مرده؟ یا کسی یواشکی وارد خانه شده؟ کسی از زندگی قبلی الیزابت؟ حتى الان هم از این اتفاق ها می افتد. یک نفر با لهجه اروپای شرقی از اتاق نشیمن می گوید: «کیش و مات» استیون جواب می دهد: «عمرأ»
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.