گروهبان جوانی دستش را بالا می کند. او از برایتون به این جا منتقل شده است و به جای پیراشکی دارد هویج می خورد. کریس می گوید: «بله گروهبان گرانت.» اسمش را حدسی می گوید. گروهبان گرنجر می گوید: «گروهبان گرنجر» کریس با خودش می گوید حدسش خیلی نزدیک به اسم او بود. افسرهای خیلی زیادی در این تیم هستند. «من فهرست تماس های تلفنی تونی کرن رو نگاه کردم. صبح روز قتل سه تا تماس داشته، همه شون از یه شماره، جواب نداده. به تلفن همراه غیرقابل ردیابی بوده، احتمالا از این شماره های اعتباریه.» کریس سر تکان می دهد. «باشه، کارت خوب بود گروهبان گرنجر، هر چی گیر آوردی رو برام بفرست و برو به شرکت تلفن، شاید بتونن کمکی بکنن. میدونم که نمی کنن، ولی یکی از همین روزها این کار رو می کنن.» گروهبان گرنجر می گوید: «بله قربان.» و از خودش با یک تکه هویج پذیرایی می کند.
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.