فارسی
user
  • 5 years ago

  • 0

  • 09:32

زبان قصه‌ها (۱۵) – ارزشش را داشت، آیا خدایی وجود دارد؟

Zabane Ghesseha | پادکست زبان قصه‌ها
0
توضیحات
– در جنگ جهانی اول یکی از سربازا از توی سنگرش می‌بینه که دوستش درست وسط میدان جنگ تیر خورده سرباز با اینکه خطر مرگ رو جلوی چشماش می‌دید تصمیم می‌گیره که به کمک دوستش بره… – آرایشگری بود که به وجود خدا عقیده نداشت. یه روز یکی از مشتریاش بعد از اینکه اصلاح سرش تموم می‌شه نکته جالبی رو مطرح می‌کنه …

با صدای
دسته بندی ها
Arts
Books
Society & Culture
Personal Journals

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها