شرح-و-تفسیر-غزل-شماره-8-دیوان-سعدی/1) زاندازه بیرون تشنه ام ، ساقی بیار آن آب را / اوّل مرا سیراب کن ، وآنگه بده اصحاب را2) من نیز چشم از خواب خوش برمی نکردم پیش از این / روز فراق دوستان ،...
https://didarejan.com/شرح-و-تفسیر-غزل-شماره-9-دیوان-سعدی/1) گر ماه من برافکند از رُخ نقاب را / بُرقع فرو هلد به جمال ، آفتاب را2) گویی دو چشمِ جادوی عابد فریبِ او / بر چشمِ من به سِحر ببست...
1) پیشِ ما رسم ، شکستن نبُوَد عهدِ وفا را / الله الله ، تو فراموش مکن صحبتِ ما را2) قیمتِ عشق نداند ، قدم صدق ندارد / سست عهدی که تحمّل نکند بارِ جفا را3) گر مُخیّر بکنندم به قیامت که چه خ...
https://didarejan.com/شرح-و-تفسیر-غزل-شماره-4-دیوان-سعدی/1) اگر تو فارغی از حالِ دوستان ، یارا / فراغت از تو میسّر نمی شود ما را2) تو را در آینه دیدن جمالِ طلعتِ خویش / بیان کند که چه بوده...
1) ای نَفَسِ خُرمِ بادِ صبا / از بَرِ یار آمده ای ، مَرحبا2) قافلۀ شب ، چه شنیدی ز صبح ؟ / مرغِ سلیمان ، چه خبر از سبا ؟3) بر سرِ خشم است هنوز آن حریف ؟ / یا سخنی می رود اندر رِضا ؟4)...
1) دردی است درد عشق که هیچش طبیب نیست / گر دردمند عشق بنالد ، غریب نیست2) دانند عاقلان که مجانین عشق را / پروای قول ناصح و پند ادیب نیست3) هر کُاو شراب عشق نخورده ست و دُرد دَرد / آن ...
1) مرا تو غایت مقصودی از جهان ای دوست / هزار جان عزیزت فدای جان ای دوست2) چنان به دام تو الفت گرفت مرغ دلم / که یاد می نکند عهد آشیان ای دوست3) گَرَم تو در نگُشایی ، کجا توانم رفت ؟ / ...
1) ز حد گذشت جدایی میان ما ای دوست / بیا بیا که غلام توام ، بیا ای دوست2) اگر جهان همه دشمن شود ز من دامن / به تیغ مرگ شود دست من رها ای دوست3) سرم فدای قفای ملامت است ، چه باک / گَرَ...
1) تا دست ها کمر نکنی بر میان ای دوست / بوسی به کام دل ندهی بر دهان دوست2) دانی حیات کُشتۀ شمشیر عشق چیست ؟ / سیبی گَزیدن از رخِ چون بوستان دوست3) بر ماجرای خسرو و شیرین قلم کشید / شو...
1) ای پیک پی خجسته که داری نشان دوست / با ما مگو به جز سخن دلنشان دوست2) حال از دهان دوست شنیدن چه خوش بُوَد / یا از دهان آن که شنید از دهان دوست3) ای یار آشنا ، عَلَم کاروان کجاست ؟ /&nbs...
1) این مطرب از کجاست که برگفت نام دوست ؟ / تا جان و جامه بذل کنم بر پیام دوست2) دل ، زنده می شود به امید وفای یار / جان ، رقص می کند به سماع کلام دوست3) تا نفخ صور بازنیاید به خویشتن /&nbs...
1) صبح می خندد و ، من گریه کنان از غم دوست / ای دَم صبح ، چه داری خبر از مَقدم دوست ؟2) بر خودم گریه همی آید و بر خندۀ تو / تا تبسّم چه کنی بی خبر از مَبسَم دوست ؟3) ای نسیم سحر ، از من به...
1) صبح می خندد و ، من گریه کنان از غم دوست / ای دَم صبح ، چه داری خبر از مَقدم دوست ؟2) بر خودم گریه همی آید و بر خندۀ تو / تا تبسّم چه کنی بی خبر از مَبسَم دوست ؟3) ای نسیم سحر ، از من به...
1) گفتم : مگر به خواب بینم خیال دوست / اینک عَلَی الصَّباح نظر بر جمال دوست2) مردم هلال عید بدبدند ، و پیش ما / عید است و آنک ابروی همچون هلال دوست3) ما را دگر به سرو بلند التفات نیست /&nb...
1) صبحی مبارک است نظر بر جمال دوست / بر خوردن از درخت امید وصال دوست2) بختم نخفته بود که از خوابِ بامداد / برخاستم به طالع فرخنده فال دوست3) از دل برون شو ای غم دنیا و آخرت / یا خانه ...
1) آن که دل من چو گوی در خم چوگان اوست / مَوقف آزادگان بر سر میدان اوست2) ره به در از کوی دوست نیست که بیرون بَرند / سلسلۀ پای جمع زلف پریشان اوست3) چند نصیحت کنند بی خبرانم به صبر ؟ /&nbs...
1) خورشید زیر سایۀ زلفِ چو شامِ اوست / طوبی غلام قدّ صنوبر خرام اوست2) آن قامت است ؟ نی ، به حقیقت قیامت است / زیرا که رستخیز من اندر قیام اوست3) بر مرگ ، دل خوش است در این واقعه مرا /&nbs...
1) سفر دراز نباشد به پای طالب دوست / که زندۀ ابد است آدمی که کشتۀ اوست2) شراب خوردۀ معنی چو در سماع آید / چه جای جامه ، که بر خویشتن بدرّد پوست3) هر آن که با رخ منظور ما نظر دارد / به...
1) سرمست درآمد از درم دوست / لب خنده زنان چو غنچه در پوست2) چون دیدمش آن رخ نگارین / در خود به غلط شدم که این اوست ؟3) رضوان درِ خُلد بازکردند / کز عطر مشام روح خوشبوست ؟4) پیش قدمش ب...
1) بِتا هلاک شود دوست در محبّت دوست / که زندگانی او در هلاک بودن اوست2) مرا جفا و وفای تو پیش ، یکسان است / که هر چه دوست پسندد به جای دوست ، نکوست3) مرا و عشق تو گیتی به یک شکم زاده ست /&...
1) با خردمندیّ و خوبی پارسا و نیکخوست / صورتی هرگز ندیدم کِاین همه معنی در اوست2) گر خیالِ یاری اندیشد ، باری ، چون تو یار / یا هوای دوستی ورزند ، باری ، چون تو دوست3) خاکِ پایش بوسه خواهم...
1) گر کسی سرو شنیده ست که رفته ست این است / یا صنوبر که بُناگوش و بَرش سیمین است2) نه بلندی است به صورت که تو معلوم کنی / که بلند از نظر مردم کوته بین است3) خواب در عهد تو در چشم من آید ؟ ...
1) بخت جوان دارد آن که با تو قرین است / پیر نگردد که در بهشت برین است2) دیگر از آن جانبم نماز نباشد / گر تو اشارت کنی که قبله چنین است3) آینه ای پیش آفتاب نهاده ست / بر درِ آن خیمه ؟ ...
1) ز من مپرس که در دست او دلت چون است / از او بپرس که انگشت هاش در خون است2) وگر حدیث کنم ، تندرست را چه خبر / که اندرون جراحت رسیدگان چون است ؟3) به حُسن طلعت لبلی نگاه می نکند / فتا...
مگر نسیم سحر بوی زلف یار منستکه راحت دل رنجور بیقرار منستبه خواب در نرود چشم بخت من همه عمرگرش به خواب ببینم که در کنار منستاگر معاینه بینم که قصد جان داردبه جان مضایقه با دوستان نه کار منستح...
1) این باد بهار بوستان است ؟ / یا بوی وصال دوستان است ؟2) دل می برد این خط نگارین / گویی خط روی دلستان است3) ای مرغ به دام دل گرفتار / بازآی که وقت آشیان است4) شب ها من و شمع می گدازی...
1) امشب به راستی شب ما را روز روشن است / عید وصال دوست علی رغم دشمن است2) باد بهشت می گذرد یا نسیم صبح / یا نَکهت دهان تو یا بوی لادن است ؟3) هرگز نباشد از تن و جانت عزیزتر / چشم که در سر است و روان...
1) بر من که صبوحی زاده ام ، خرقه حرام است / ای مجلسیان ، راه خرابات کدام است ؟2) هر کس به جهان خرّمی ای پیش گرفتند / ما را غمت ای ماه پری چهره تمام است3) برخیز که در سایۀ سروی بنشینیم /&nb...
1) یارا ، بهشت ، صحبت یاران همدَم است / دیدار یار نامتناسب ، جهنّم است2) هر دَم که در حضور عزیزی برآوری / دریاب کز حیات جهان حاصل آن دَم است3) نه هر که چشم و گوش و دهان دارد آدمی است /&nbs...
1) کارم چو زلف یار پریشان و در هم است / پشتم به سان ابروی دلدار پر خَم است2) غم ، شربتی ز خون دلم نوش کرد و گفت / این شادی کسی که در این دَور ، خرّم است3) تنها دل من گرفتار در غمان ؟ /&nbs...
1) دیده از دیدار خوبان بر گرفتن مشکل است / هر که ما را این نصیحت می کند بی حاصل است2) یار زیبا گر هزارت وحشت از وی در دل است / بامدادان روی او دیدن صباح مُقبِل است3) آن که در چاه زنخدانش د...
1) پای سرو بوستانی در گِل است / سرو ما را پای معنی در دل است2) هر که چشمش بر چنان روی اوفتاد / طالعش میمون و فالش مُقبِل است3) نیک خواهانم نصیحت می کنند / خشت بر دریا زدن بی حاصل است4...
1) دلی که عاشق و صابر بُوَد مگر سنگ است / ز عشق تا به صبوری هزار فرسنگ است2) برادران طریقت ، نصیحتم مکنید / که توبه در ره عشق آبگینه بر سنگ است3) دگر به خُفیه نمی بایدم شراب و سماع / ...
1) چشمت خوش است و بر اثر خواب خوشتر است / طعم دهانت از شکر ناب خوشتر است2) زنهار از آن تبسّم شیرین که می کنی / کز خندۀ شکوفۀ سیراب خوشتر است3) شمعی به پیش روی تو گفتم که برکنم / حاجت ...
1) هر کسی را نتَوان گفت که صاحب نظر است / عشق بازی دگر و نَفس پرستی دگر است2) نه هر آن چشم که بینند سیاه است و سپید / یا سپیدی ز سیاهی بشِناسد بصر است3) هر که در آتش عشقش نبُوَد آتش سوز /&...
1) از هر چه می رود سخن دوست خوشتر است / پیغام آشنا نفَس روح پرور است2) هرگز وجود حاضرِ غایب شنیده ای ؟ / من در میان جمع و دلم جای دیگر است3) شاهد که در میان نبوَد ، شمع گو بمیر / چون ...
1) ای لعبت خندان ، لب لعلت که مزیده ست ؟ / وِای باغ لطافت ، بِهِ رویت که گَزیده ست ؟2) زیباتر از این صید همه عمر نکرده ست / شیرین تر از این خربزه هرگز نبریده ست3) ای خَضر ، حلالت نکنم چشمۀ...
1) افسوس بر آن دیده که روی تو ندیده ست / یا دیده و بعد از تو به رویی نگریده ست2) گر مدّعیان نقش ببینند پری را / دانند که دیوانه چرا جامه دریده ست3) آن کیست که پیرامُن خورشید جمالش / ا...
شب فراق که داند که تا سحر چند استمگر کسی که به زندان عشق در بند استگرفتم از غم دل راه بوستان گیرمکدام سرو به بالای دوست مانند است؟پیام من که رساند به یار مهرگسلکه برشکستی و ما را هنوز پیوند اس...
1) این تویی یا سرو بستانی به رفتار آمده ست ؟ / یا مَلَک در صورت مردم به گفتار آمده ست ؟2) آن پری کز خَلق پنهان بود چندین روزگار / باز می بینم که در عالَم پدیدار آمده ست3) عود می سوزند یا گ...
1) اتّفاقم به سر کوی کسی افتاده ست / که در آن کوی چو من کشته بسی افتاده ست2) خبر ما برسانید به مرغان چمن / که هم آواز شما در قفسی افتاده ست3) به دلآرام بگو : ای نَفَس باد سَحر / کار م...
1) هر صبحدم نسیم گل از بوستان توست / الحان بلبل از نَفَس دوستان توست2) چون خِضر دید آن لب جان بخش دلفریب / گفتا : که آب چشمۀ حیوان دهان توست3) یوسف به بندگیت کمر بسته بر میان / بودش ی...
1) ای کآب زندگانی من در دهان توست / تیر هلاک ظاهر من در کمان توست2) گر بُرقعی فرونگُذاری بدین جمال / در شهر ، هر که کُشته شود ، در ضَمان توست3) تشبیه روی تو نکنم من به آفتاب / کِاین م...
1) خرّم آن بُقعه که آرامگه یار آنجاست / راحت جان و شفای دل بیمار آنجاست2) من در اینجای همین صورت بی جانم و بس / دلم آنجاست که آن دلبر عیّار آنجاست3) تنم اینجاست سقیم و دلم آنجاست مقیم /&nb...
1) سرو چمن پیش اعتدال تو پست است / روی تو بازار آفتاب شکسته است2) شمع فلک با هزار مشعل انجم / پیش وجودت چراغ بازنشسته است3) توبه کند مردم از گناه به شعبان / در رمضان نیز چشم های تو مس...
https://open.spotify.com/album/2yQwSat5AbQahYeBB9GH1T?si=6eOu4-nTRsWbjwTaUVCmYg1) مجنون عشق را دگر امروز حالت است / کِاسلام دین لیلی و دیگر ضلالت است2) فرهاد را از آنچه که شیرین تُرُش کند ؟ /&n...
1) آن ماه دو هفته در نقاب است ؟ / یا حوریِ دست در خضاب است ؟2) وآن وسمه بر ابروان دلبند ؟ / یا قوس قُزَح بر آفتاب است ؟***3) سیلاب ز سر گذشت یارا / زاندازه به در مبَر جفا را4) بازآی ک...
https://open.spotify.com/track/2UQxlxxKVzzTEoU8r2IxCe?si=db175b51923240ebhttps://open.spotify.com/track/6POyZYp7epw3jIxlUteutE?si=1d9e877727e74fb21) آن نه زلف است و بُناگوش ، که روز است و شب است /&n...
https://open.spotify.com/track/5XVnhnebazH0a9QJpsUHgb?si=b790332aeb194b3a1) عشق ورزیدم و عقلم به ملامت برخاست / کآن که عاشق شد ، از او حکم سلامت برخاست2) هر که با شاهد گل روی به خلوت بنِشست /&n...
https://open.spotify.com/track/0a5oP4OSMZIMXTndA9hv8B?si=c38679c005ed4fb2صبر کن ای دل که صبر سیرت اهل صفاستچارهٔ عشق احتمال شرط محبت وفاستمالک رد و قبول هر چه کند پادشاستگر بزند حاکم است ور بنوازد ر...
2
3 years ago
20:07
Description
این برنامه به همت جناب محمد مستوفی حقیقی در کلاب هاوس برگزار شده